ذکر ایام هفته
  حوزه نت
  پایگاه های اسلامی

  سایت رهبری
  بیانات رهبری
آیت الله جعفری تهرانی
  بیانات رهبری
  خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه از فرم زیر استفاده نمایید

ایمیل*
تلفن همراه*
تصویر امنیتی
جوانان و نوجوانان/ کانون دانش پژوهان نخبه

معرفی کانون دانش پژوهان نخبه در پایگاه تحلیلی حلقه وصل

گفتنی است کانون دانش پژوهان نخبه مجموعه علمی، فرهنگی و تربیتی است که با بیش از بیست سال سابقه فعالیت در مناطق جنوبی تهران تلاش دارد موفقیتهای علمی را با رشد و کمال معنوی همراه کند. در این مجموعه که اعضایش را دانش‌آموزان مدارس برتر جنوب شهر و دانشجویان دانشگاه‌های برتر کشور تشکیل می‌دهند، کلاس‌ها و برنامه‌های علمی با برنامه‌های فرهنگی و تربیتی پیوند خورده است تا حاصل کار پرورش افرادی متخصص و متعهد به اسلام و انقلاب و ولایت باشد......


کانون دانش پژوهان نخبه:

به فضل الهی چرخ سانتریفیوژهای حقیقی انقلاب می‌چرخد

به گزارش حلقه وصل، تعدادی از مدال‌آوران بسیجی المپیادهای کشوری و جهانی بعد از دیار با رهبر معظم انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: فرزندان معنوی شما در کانون دانش پژوهان نخبه، راه اندازی کارخانه های غنی سازی انسان هایی را دنبال می کنند که از دل این امت جوشیده و نرم افزاری کاملا اسلامی و بومی دارند؛ باشد که به فضل الهی چرخ سانتریفیوژهای حقیقی انقلاب بچرخد و انسان های غنی شده در طراز اسلام انقلابی نسل به نسل متولد گردند و راه شهدای هسته ای را همیشه مفتوح نگه دارند.

تعدادی از مدال آوران بسیجی که از اعضای کانون دانش پژوهان نخبه بودند در این دیدار ۲۲ مدال خود را که در المپیادهای علمی کشوری و جهانی بدست آورده بودند به محضر آیت الله خامنه‌ای تقدیم کردند.

رهبر معظم انقلاب در این دیدار کوتاه با تشکر و قدردانی از جوانان مدال‌آور، کسب رتبه‌های برتر علمی را نشانه‌ی استعداد و پیشرفت‌های علمی فرزندان انقلاب خواندند و گفتند: این نشانه‌ها و پیشرفت‌ها همان چیزی است که به قدرت و اقتدار درونی کشور می‌افزاید. همچنین کانون دانش پژوهان نخبه امروز با انتشار بیانیه‌ای از عنایت رهبر معظم انقلاب تشکر و قدردانی کرد.

در این بیانیه آمده است:

محضر مبارک رهبر جهان اسلام حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله العالی

با عرض سلام و آرزوی سلامتی و طول عمر حضرتعالی از پیشگاه خداوند سبحان؛ به محضر شریفتان عرضه می داریم که:

اهدای مدال‌های المپیادهای علمیِ کشوری و جهانی از سوی بسیجیان «کانون دانش پژوهان نخبه» تنها نمایۀ کوچکی از عشق و ارادتِ «شبکه عظیم تربیتی نخبگان انقلاب اسلامی» به مقام عظمای ولایت است و حقیقتا مصداق این کلام می باشد که «از موری به پیشگاه سلیمان بیش از این بر نیاید.»

ما سربازان جان نثار حضرتعالی در جبهه فرهنگی برای توفیق تشرف به محضر مبارکتان به درگاه خداوند متعال سجده شکر میگزاریم و تفقد مشفقانه شما را تاج سر می‌سازیم که مجاهدت علمی فرزندان خود را حرکتی«ولایی و انقلابی» قلمداد فرمودید.

فرزندان معنوی شما در کانون دانش پژوهان نخبه، راه اندازی کارخانه های غنی‌سازی انسان هایی را دنبال می کنند که از دل این امت جوشیده و نرم افزاری کاملا اسلامی و بومی دارند؛ باشد که به فضل الهی چرخ سانتریفیوژهای حقیقی انقلاب بچرخد و انسان های غنی شده در طراز اسلام انقلابی نسل به نسل متولد گردند و راه شهدای هسته‌ای را همیشه مفتوح نگه دارند؛ و این گونه با نیرویی صدها بار قویتر از انرژی هسته ای، بنیان المرصوصی باشند در برابر هجمه ها و توطئه های دشمنان خارجی و عمال داخلی آنها.

رهبرا، با خدای خویش عهد بسته ایم برای استمرار فتوحات انقلاب اسلامی و تحقق همه آرمانهای آن در رکابتان، تا پای جان ایستادگی نماییم و خود را با شما در همه غمها و مصیبت های امروز امت اسلامی در یمن، عراق، بحرین، سوریه، لبیان و فلسطین سهیم دانسته و لبیک گوی فرمان الهی شما مبنی بر هرگونه جهاد و مبارزه با استکباریم؛ در این راه نورانی، دعای حضرتعالی در حق مجموعه های فعال شبکه تریبتی نخبگان – خصوصا کانون دانش پژوهان نخبه- توشه راهی است که بدان چشمها دوخته‌ایم؛ امید است با هدایت های حضرت عالی و دعای خاصه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) به دریافت مدال، کمال و عبودیت مفتخر گردیم و فاتح قله‌های تهذیب باشیم انشاالله.
 کانون دانش پژوهان نخبه
 پایگاه بسیج شهید علم الهدی

۵ / ۵ /۹۴

گفتنی است کانون دانش پژوهان نخبه مجموعه علمی، فرهنگی و تربیتی است که با بیش از بیست سال سابقه فعالیت در مناطق جنوبی تهران تلاش دارد موفقیتهای علمی را با رشد و کمال معنوی همراه کند. در این مجموعه که اعضایش را دانش‌آموزان مدارس برتر جنوب شهر و دانشجویان دانشگاه‌های برتر کشور تشکیل می‌دهند، کلاس‌ها و برنامه‌های علمی با برنامه‌های فرهنگی و تربیتی پیوند خورده است تا حاصل کار پرورش افرادی متخصص و متعهد به اسلام و انقلاب و ولایت باشد.

حال و هوای دیدار کانون دانش‌پژوهان نخبه با رهبر انقلاب

شنبه, 3 مرداد, 1394 - 18:00

محمد نظری، مسئول کانون دانش پژوهان نخبه در گفت‌وگو با حلقه وصل در خصوص ملاقات نفرات برتر المپیاد‌های علمی سال گذشته با رهبر معظم انقلاب گفت: این سومین دیدار اعضای کانون با رهبر انقلاب بود. نخستین دیدار در سال 81 صورت گرفت. دومین بار سال 89 بود که البته در آن سال رهبر معظم انقلاب فقط یک پیام برای اعضای برتر نگاشتند و دیداری صورت نگرفت و سومین دیدار نیز امروز ظهر بود که با مدال‌آوران المپیاد‌های کشوری و جهانی سال گذشته صورت گرفت.

وی درباره حال و هوای این ملاقات گفت: با وجود اینکه این ملاقات کوتاه بود اما شور و اشتیاقی که این دیدار در بچه‌ها ایجاد کرده است، دیدنی است. بخصوص بعد از اینکه رهبر انقلاب هر کدام از بچه‌ها را جداگانه مورد تفقد قرار می‌دادند.

نظری افزود: رهبر انقلاب در این ملاقات کوتاه بر اقتدار درونی کشور تاکید کردند و فرمودند: «این موفقیت‌ها نشانه پیشرفت علمی انقلاب است و باعث افزایش اقتدار درونی کشور می شود». این سخنان در این روزها که رهبر انقلاب راه‌ حل برون‌رفت از مشکلات کشور را تکیه بر توان داخلی می‌دانند، می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد.

مسئول کانون دانش پژوهان نخبه در انتها خاطرنشان کرد: همچنین در این دیدار همه بچه‌ها مدال‌هایشان را به رهبر انقلاب تقدیم کردند که ایشان نیز پس از تشکر فراوان، این مدال‌ها را مجددا به خود بچه‌ها برگرداندند.

کسب رتبه‌های برتر علمی نشانه پیشرفت‌های علمی فرزندان انقلاب است

یکشنبه, 4 مرداد, 1394 - 16:15

به گزارش حلقه وصل، جمعی از بسیجیان مدال‌آور المپیادهای علمیِ کشوری و جهانی ظهر یکشنبه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و مدال‌های خود را تقدیم ایشان کردند.

در این دیدار که پس از اقامه نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه‌ای برگزار شد، مدال‌آوران المپیادهای علمی، 22 مدال کشوری و جهانی خود را در رشته‌های ریاضی، فیزیک و کامپیوتر به رهبر انقلاب اسلامی تقدیم کردند.

رهبر معظم انقلاب نیز در این دیدار کوتاه با تشکر و قدردانی از جوانان مدال‌آور، کسب رتبه های برتر علمی را نشانه استعداد و پیشرفتهای علمی فرزندان انقلاب خواندند و گفتند: این نشانه‌ها و پیشرفت‌ها همان چیزی است که به قدرت و اقتدار درونی کشور می‌افزاید.

جایی برای تربیت همه‌ی نخبگان

چهارشنبه, 2 اردیبهشت, 1394 - 10:45

مکانی برای شکوفایی استعدادها

بسیاری از افراد مستعد هستند که در خانواده‌هایشان جایی برای شکوفایی مهارت‌ها و زمینه‌هایشان پیدا نمی‌شود. با این نگاه، کانون بهانه را مباحث علمی قرار داده و برای خانواده‌ها جذابیتی ایجاد کرده تا جایی که دانش‌آموزان برای ورود به کانون دست و پا می‌شکنند. خانواده‌ها نیز واقعاً راغب هستند که فرزندانشان وارد کانون شوند؛ زیرا پایه اصلی کانون مباحث علمی است.

یک برنامه ی همه‌جانبه برای اعضا

به موازات فعالیت علمی، اردوها و نماز‌های جماعت و کارهای فرهنگی به صورت دائمی انجام می‌شود. مسئولان و برنامه‌های کانون برای دانشگاه، تأهل، اشتغال و ... یک فرد که از دوره سوم راهنمایی وارد مجموعه می‌شود، فکر می‌کنند.

جذب نخبگان از همه‌ی اقشار

یکی از مهمترین تفاوت‌های این کانون با مجموعه‌های فرهنگی آن است که سایر مجموعه‌ها در جذب نیروهای انقلابی و مذهبی اهتمام دارند، اما کانون، تور بزرگ‌تری برای جذب نیرو دارد؛ یعنی از همه‌ی خانواده‌ها و از همه‌ی فرهنگ‌ها جذب می‌کند.

فضای دوستانه به جای فضای دستوری

چون جذب و پذیرش در این کانون، داوطلبانه و به اختیار خود بچه‌ها است، هم‌نوایی و همخوانی و انسجام خیلی خوبی با مدیریت دارند. چون می‌پسندند و می‌آیند. یعنی وارد فضایی نمی‌شوند که بعد ببینند این فضا مدیری دارد و دستورالعمل و آیین‌نامه‌هایی دارد؛ مانند فضای رئیس و مرئوسی.

هم مکتبی هم عالم

مدل کانون، یک الگوی اسلامی است که در کشور ما غریب مانده. بعضی‌ها فکر می‌کنند مذهبی‌ها از نظر درسی و حرفه‌ای، در رده‌های پایین‌تری هستند؛ ولی بچه‌ها ثابت کردند که می‌شود هم مکتبی بود و به آرمان‌های نظام و قرآن وفادار بود و هم از لحاظ علمی یک شخصیت فرهیخته و مطرح در سراسر جهان به شمار آمد.

جنبه های علمی، زیربنای جذب

عامل جذب کانون جنبه‌های علمی و آموزشی بوده؛ زیرا بچه‌ها برای اینکه از لحاظ علمی پیشرفت کنند و در المپیادها موفق‌ شوند، جذب می‌شوند. ولی وقتی وارد فضا می‌شوند، معنویت فضا آنها را می‌‌گیرد. در ابتدا جنبه‌‌های آموزشی- تحصیلی جلوه بیشتری دارد و بعد هر دو جنبه علمی و تربیتی با همدیگر توأمان و متعادل پیش می‌رود.

هزینه پایین، بازدهی بالا

ین کانون با هزینه‌های بسیار پایین، کارهای معجزه‌آسا انجام می‌‌دهد. شاید اگر یک مؤسسه خصوصی بخواهد در سطح پایین‌تری این کار را انجام بدهد، میلیون‌ها تومان باید هزینه کند،. ولی بچه‌ها با جان و دل و با امکانات و خوراکی خیلی ساده، حتی بعضاً با گرسنگی و گاهی اوقات با کمترین وسیله نقلیه کارهای بزرگی می‌کنند.

جنبه‌های برجسته‌ی تربیتی

مهمترین مشخصه مدیران کانون آن است که با توجه به تخصص و سوادی که دارند، می‌توانستند کاسبی کنند و تجارتی راه بیندازند و پول‌ درآوردند؛ اما چنین نکردند. چیزی و امکاناتی و بودجه‌ای ندارند، اما انسان‌هایی با شرح صدر، آرام، متخلق و باظرفیتی هستند. معمولاً وقتی با بچه‌ها کار دارند، به جای آنکه نیمه خالی شخصیت افراد و نقاط ضعف آنها را ببینند، بیشتر نقاط قوت را می‌بینند و دائماً‌ بر همان‌ها مانور می‌دهند.

پوشش دادن همه‌ی ابعاد

دوستان علاوه بر اینکه کلاس‌های المپیاد دارند، کلاس‌های قرآنی هم برگزار می‌کنند، هیئت مذهبی هم دارند، کلاس‌های مختلف سیاسی هم برگزار می‌کنند. تقریباً می‌توان گفت خودشان را محدود به یک حوزه خاص نکرده‌اند و بچه‌هایی که در این مجموعه تربیت می‌شوند، تک‌بعدی بار نمی‌آیند.

از نازی‌آباد تا برلین

شنبه, 29 فروردین, 1394 - 17:00

در ابتدا به رسم معمول خودتان را معرفی کنید.

محمدقلی: رسول محمدقلی هستم، متولد سال 57 در منطقه 17 تهران. لیسانس مهندسی برق از دانشگاه تهران، ازدواج کرده‌ام و یک دختر شش ساله دارم. عمده فعالیت من در همین مجموعه است و در کنار آن هم در مدارس استعدادهای درخشان تدریس می‌کنم.

درخور: البته باید بدانید آقا رسول مدال المپیاد ریاضی کشوری دارند و مخترع اولین گلخانه خورشیدی کشور هستند که به تولید صنعتی هم ورود پیدا کرده است.  ایشان مؤسس مجموعه‌های کانون و در حال حاضر مسئول بنیاد امام حسن مجتبی(ع) هستند که کانون دانش‌پژوهان نخبه با 5 شعبه، تنها یک شاخه از فعالیت‌های بنیاد است. ایشان در تأسیس و مدیریت  دبیرستان تیزهوشان حلی 2 در مناطق جنوب تهران نقش کلیدی داشته‌اند که الحمدالله هنوز دو سال نگذشته نتایج درخشانی به بار آورده، از جمله قبولی 89 نفر از بچه‌های مدرسه در مرحله اول المپیاد که حتی رکورد دبیرستان حلی 1 را نیز پشت سر گذاشته.

ایده اولیه تأسیس کانون از کجا آمد؟ از کجا شروع کردید؟

درخور: کانون دانش‌پژوهان نخبه از اواخر سال 72 کار خود را آغاز کرد. بعد از پایان یافتن جهاد نظامی، نوبت به جهاد علمی رسید. در مورد جهاد علمی دیدگاه‌های متنوعی وجود داشت که معمول‌ترین آن، برگزاری کلاس‌های تقویتی درسی برای دانش‌آموزان ضعیف بود. بعد از مدتی، دوستان  به این نتیجه رسیدند که این ایده برای تحول در فرد و حرکت به سمت قله‌های علمی مناسب نیست. بنابراین سرمایه‌گذاری روی نخبگان از سنگر مسجد در اولویت قرار گرفت. با همین ایده و با پیشنهاد دوستان پایگاه بسیج شهید رجایی در مسجد امام حسن مجتبی (ع) در منطقه 19 با حداقل امکانات و با محرومیت بسیار شدید منطقه در سال 72 راه‌اندازی شد.

آقای محمدقلی تلاش علمی سنگینی انجام دادند و بعد از دو سال این تلاش و همت علمی که با 16، 17 ساعت کار شبانه‌روزی همراه بود، به ثمر نشست و خود ایشان اولین مدال برنز المپیاد ریاضی کشوری را کسب کردند و  این اتفاق بزرگی بود در جنوب تهران. از اینجا معبری باز شد که می‌توان از یک مسجد با حداقل امکانات و بدون هیچ حمایت مادی یک کار بزرگ انجام داد.

محمدقلی: ایده کانون به مرور زمان تکمیل شده. هدف اولیه این بود که یک سری بچه حزب‌اللهی جایی جمع بشوند و یک حرکت علمی، فرهنگی، مذهبی و اعتقادی را برای نوجوانان منطقه محروم جنوب تهران رقم بزنند. با این نگاه استعدادهای برتر از همان بچه‌های مسجد و از مدارس منطقه جمع شدند و مخاطب کلاس‌های علمی و برنامه‌های فرهنگی و اردویی قرار گرفتند تا در فضای مسجد تربیت شوند و در جریان ارزش‌ها قرار بگیرند.

شکل اولیه کار به چه نحو بود؟ فقط کلاس تقویتی در پایگاه‌ برگزار می‌شد؟

درخور: هدف اصلی، تربیت و تحول درونی مخاطب بود. خود آقای محمدقلی و دوستان، از مدارس خوب پیرامونی منطقه نفرات موفق را شناسایی و انتخاب کردند و از دوره سوم راهنمایی به مجموعه کانون وارد کردند و کار با یک سیر آموزشی مدوّن مبتنی بر امتحانات و آزمون‌های مستمر و با پشتیبانی یک کتابخانه قوی المپیاد به صورت شبانه‌روزی آغاز شد، در مرحله اول برای اینکه بچه‌ها بتوانند در آزمون مدارس نمونه و تیزهوشان موفق شوند. در گام بعدی بچه‌های توانمند و مستعد گزینش می‌شدند برای کار المپیاد که البته ثمرات کار به قبول دوستان در کنکور نیز منجر می‌شد.

محمدقلی: البته اصلاً کنکور در برنامه ما نیست، زمان کنکور می‌گوییم بروید درستان را بخوانید، بعد به اینجا بیایید.

عمدة مساجد و پایگاه‌های بسیج چنین برنامه‌هایی دارند. وجه تمایز کار شما چیست که مجموعه را تا کسب موفقیت‌های بین‌المللی پیش برده است؟

محمدقلی: اولاً ما روی قشر خاصی کار می‌کنیم. ما از همان ابتدا اهداف را بر اساس توانمان چیده‌ایم. ثانیاً فضای علمی ویژه‌ای که فراهم کردیم،  سبب می‌شود نوجوان و خانواده‌اش به مجموعه اعتماد بکنند. نباید فراموش کنید که بچه‌ها زمانی که وارد این مجموعه می‌شوند، وارد دورانی از زندگی شده‌اند که دنبال گروه همسالان هستند. ما اینجا یک سری بچه‌هایی که به لحاظ استعداد برتری نسبی دارد و به لحاظ خلق و خو بچه‌های سالم و پاکی هستند، در کنار هم قرار می‌دهیم؛ زیر نظر یک برادر بزرگتر که این راه رفته و خودش نخبه است. این شکل از گروه‌بندی، یک هویت جمعی برای نوجوان فراهم می‌کند که بدان دلبسته می‌شود.

درخور: آب‌‌و‌هوای علمی خوبی که در فضای مجموعه حاکم شده، یعنی اتصال به نخبه‌های علمی، گزارش‌دهی و ارزیابی مستمر کار، سیر علمی برنامه‌ریزی شده ابتکاری، وجود یک سلسله آزمون‌های قوی، الزام به مباحثه که هم‌افزایی چشمگیری ایجاد می‌کند، همه اینها کافی است تا پیشرفت و ارتقای علمی یک دانش‌آموز ظرف دو تا سه ماه حضور در کانون محسوس و ملموس شود. بنابراین شاید جاذبه اصلی مجموعه همان تحول علمی بود که بچه‌ها بعد از مدتی در خودشان احساس می‌کردند و با رفقایشان در مدرسه فاصله پیدا می‌کردند. البته فضای مناجات‌های شبانه، نماز‌های جماعت‌ آن زمان و آب‌ و هوای انس با شهدا نیز نباید فراموش کرد، تا جایی که بچه‌ها حتی برای موفقیت دوستانشان روزه نذر می‌کردند.

این سیر و الگو قابل گسترش است؟

محمدقلی: وقتی لایحه مخاطب را خاص کردید و از آن طرف هم چند نفر عهد کردند که پای این جریان بایستند و عمرشان را بگذارند،  آنگاه کار عملاً برکت پیدا می‌کند. مهم این است عده‌ای باشند زندگی‌شان را بر محور این کار بگذارند و آینده‌شان را با این اولویت ترسیم کنند.  هر جا جریانی استمرار پیدا کرده به همین دلیل بوده. اگر در هر جایی سه چهار نفر به یک طرحی در هر حوزه‌ای- مسائل تربیتی، علمی، فرهنگی- برسند  و تعهد کنند که زندگی‌شان را پای این طرح بگذارند، عملاًَ کار رقم می‌خورد و نسل‌های بعدی می‌آیند کمک می‌کنند. مهمترین شاخصه این است که چند نفر ایستادند و ستون کار شدند. البته باید اضافه کنم این ستون هم در حین کار ایجاد شده و از اول نبوده. دوستان ما زندگی‌شان را بر همین مبنا بسته‌اند، درس طلبگی‌شان، درس دانشگاهشان و حتی ازدواجشان نیز براساس همین نگاه شکل گرفته. این نگاه که رسالت من در عالم این است!

آن نگاهی که به مرور زمان شکل گرفت، چه بود؟ چه تغییراتی در ایده اولیه پدید آمد؟

محمدقلی: هدف کلی مجموعه، رشد جامع بچه‌های نخبه است. وقتی می‌گوییم رشد جامع، یعنی باید تمام ابعاد وجودی نوجوان نخبه را در نظر بگیریم. شاید بتوان گفت همان سه محوری که حضرت آقا عنوان می‌کنند: تحصیل، تهذیب، ورزش. با این نگاه، بخشی از فعالیت‌ها فقط در عرصه علمی و آموزشی است، آن هم زیر نظر استادان و بچه‌های المپیادی مجموعه که روزی رایگان خدمات گرفته‌‌اند و حالا دانشجو یا طلبه شده‌اند و حالا هم دارند زکات علمشان را می‌دهند و رایگان خدمات می‌دهند. در مجموعه ما هیچکس  هیچ حق‌الزحمه‌ای دریافت نمی‌کند و همین نکته است که مجموعه را به یکی از کم هزینه‌ترین مجموعه‌های فرهنگی تبدیل کرده است. محاسبات معنوی بر محاسبات مادی اولویت دارد.

الگوی اقتصادی اداره مجموعه چگونه است؟ آیا در همه این سال‌ها از بسیج بودجه‌ گرفته‌اید؟

درخور: بسیج که بودجه‌ای ندارد. تا همین سال‌های اخیر هم بسیج امکانات و ظرفیت محدودی داشت. البته باید بگویم ما همیشه خود را بسیجی می‌دانیم و معرفی کرده‌ایم و اولین مدالی که آقای محمدقلی کسب کردند، به عنوان مدال افتخارآفرین برای بسیج معرفی شد. ما با تمام توان و ظرفیتی که داشتیم، سعی کردیم هویت بسیجی در بچه‌ها حفظ بشود. هیچ گاه توقع حمایت‌ مالی از بسیج نداشتیم. چون نسبت و پیوند ما با بسیج، پیوند اعتقادی بوده است. برای کار فرهنگی کردن بودجة میلیاردی نیاز نیست و اصلاً‌ اگر بناست کار فرهنگی- تربیتی و حتی علمی- آموزشی به ثمر برسد، باید خودش جوشش داشته باشد و بتواند روی پای خودش بایستد.

هزینه‌های جاری و برگزاری برنامه‌ها مانند مراسمات یا اردوها و نشست‌ها و هیئت‌های هفتگی از خیرینی که در پیرامون کانون حضور دارند و به صورت مقطعی و مناسبتی از سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف تأمین می‌شود. اما با همه این احوال، همچنان استقلال مجموعه حفظ شده و هیچکس و هیچ نهادی نمی‌تواند آن را به خودش نسبت بدهد. از سال 76 به بعد مخصوصاً بعد از این ‌که مجموعه با چند مدال المپیادی آن هم در محروم‌ترین مناطق تهران ظهور پیدا کرد، جریانات سیاسی و گروه‌های اقتصادی به دنبال مصادره مجموعه آمدند، اما  این در وجود و ذهن تمام بچه‌ها نهادینه شد که باید استقلال مجموعه را با همة سختی‌ها و مشکلاتی که وجود دارد، به صورت تام و تمام حفظ کنیم.

محمدقلی: مجموعه ما مردم نهاد است، یعنی به هیچ‌جا وابسته نیست. کمک‌هایی هم که جذب می‌کند، از مجموعه‌های مردمی و نهادهای عمومی است. چون بچه‌های ما به جز دو سه نفر از بچه‌های کادر حقوق نمی‌گیرند، هزینه‌هایمان به شدت پایین است. یعنی همان نخبه المپیادی که برای تدریس در آموزشگاه‌های کنکور ساعتی 100-150 به او پیشنهاد می‌کنند، می‌آید با اعتقاد و ایمان و با تمام وجود با بچه‌های محروم اما مستعد جنوب شهری کار می‌کند و ریالی پول نمی‌گیرد. این است که اثر کار در دل دانش‌آموز و خانواده‌اش نفوذ می‌کند. البته یک حق عضویت ترمی هم از بچه‌ها دریافت می‌شود که خود خانواده‌ها با طیب خاطر پرداخت می‌کنند و می‌دانند صرف هزینه‌های آب و برق و ماژیک و کاغذ و ... می‌شود.

در همه این سال‌ها مشکل و دشواری خاصی نداشتید؟

درخور: اصل کار لطمه نمی‌خورد. ما دنبال یک طرح زندگی مشترک با بچه‌ها بودیم، حقیقت مسئله این است که ساختن انسان دو وجهه دارد: یک وجهة ظاهر و جسد کار است که همان طرح و برنامه و کلاس و اردو و هیأت است و یک وجهه، آن روح و جان تربیت است که در اثر این ارتباط و زندگی مشترکی است که بین مسئولین و مربیان و مخاطبین شکل می‌‌گیرد.  اگر شما توانستید آن‌ را سالم کنید و به آن جهت بدهید، آن وقت این حرکت با همه سختی‌ها و دشواری‌ها مؤثر واقع می‌شود.

ساختار تشکیلاتی کانون بر اساس سه عنصر تحصیل، تهذیب، ورزش شکل گرفته است؟

محمدقلی: بله، هر 10-15 دانش‌پژوه و یا دانش‌آموز ذیل یک دانشجو و یا طلبه‌ای که خود معمولاً پرورش یافته این سیستم است، قرار می‌گیرند. هر کدام از گروه‌ها، یک حلقه می‌شوند که سرحلقه آنان تمام ارتباطات با خانواده و مدرسه و محیط را چک می‌کند. این حلقه‌ها یک دوره را تشکیل می‌دهند و دوره‌ها از حیث تشکیلاتی و ساختاری به کانون وصل می‌شوند. شوراهایی هم تعریف شده‌اند که سازوکار برنامه‌ریزی و هماهنگ کردن برنامه‌های اینها با یکدیگر و با مجموعه کانون را بر عهده دارد. طراحی ریزبرنامه‌ها مانند هیئت این نوجوان، اردویش، کلاس‌هایش و ... کار شوراهاست. کانون یک سری انجمن‌های تخصصی دارد که در آنها تولید فکر و محتوا می‌شود. در واقع محتواهای برنامه‌های کانون برای ارائه به همان دوره‌های تشکیل شده از حلقه‌های دانش‌آموزی در این انجمن‌ها تعیین می‌شود. انجمن‌ها دو گونه‌اند: علمی و فرهنگی. انجمن‌های علمی مانند  انجمن ریاضیات، انجمن فیزیک، انجمن شیمی و انجمن کامپیوتر و انجمن شیخ بهایی که مختص اختراعات و ابتکارات است.

در این انجمن‌ها دقیقاً چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

محمدقلی: در هر انجمن، بچه‌های متخصص و قوی‌ِ صاحب عنوان و دارنده مدال المپیاد مانند هیئت علمی‌ دانشکده برنامه، محتوا و مربی تدوین می‌کنند و از صفر تا صد مثلاً آموزش ریاضی به یک دانش‌آموز که از سوم راهنمایی وارد مجموعه می‌شود تا پایان دبیرستان را برنامه‌ریزی و طراحی می‌کنند؛ از معلم و استاد و جزوه و کلاس و آزمون او گرفته تا آموزش‌های تخصصی برای حضور در عرصه المپیاد.  

انجمن‌های فرهنگی چطور؟

گلردی: «انجمن حکمت» سیر مطالعاتی بچه‌ها را از ابتدای ورود به مجموعه تا انتهای دبیرستان پیگیری می‌کند، مطالعه و مباحثه آثاری مانند کتاب‌های شهید مطهری تا دوران دانشجویی ادامه دارد. «انجمن ثقلین» برنامه‌های قرآنی را در مجموعه پیاده می‌کند که البته در دوران راهنمایی نمود بیشتری دارد. «انجمن شهید آوینی» برنامه‌های هنری و رسانه‌ای را دنبال می‌کند که البته بیشتر در فضای دانشجویی فعال است. این انجمن، بچه‌های با استعداد و خوش‌فکر را جذب می‌کند و آنها را در یک برنامه متمرکز و منسجم پرورش می‌دهد.

این انجمن، با تربیت امثال آقای شهبازی، نویسنده کتاب «ماه‌بندان» که در نمایشگاه کتاب امسال از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بود، نشان داده حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. یا آقای صادق لطفی که کار تولید تیزرها و کلیپ‌های ما را انجام می‌دهند و با صدا و سیما هم همکاری خوبی دارند.10-12 نفر از بچه‌ها یک سال است کلاس‌های تخصصی انجمن سینمای جوان را می‌روند. به طور کلی، ما استعدادهای بچه‌ها را شناسایی می‌کنیم و براساس روحیات و سلایق خودش به آن جهت می‌دهیم.  

در میان برنامه‌های فرهنگی، کدام یک برجستگی و اولویت دارند؟

گلردی: ما تقریباً از سه سال پیش به این نتیجه رسیدیم که باید به فضای دوران راهنمایی ورود پیدا کنیم، آفات دوران دبیرستان باید از لایه‌های پایین‌تر چاره‌جویی شود. با توجه به ظرفیت نیروی انسانی‌ مجموعه سه سال قبل از بلوغ یعنی از ابتدای راهنمایی را مدنظر قرار دادیم و با توجه به روایات، به ویژه روایتی که می‌گوید: «منْ قَرَأَ الْقُرْآنَ قَبْلَ أَنْ یَحْتَلِمَ  فَهُوَ مِمَّنْ أُوتِیَ الْحُکْمَ صَبِیًّا؛ کسی که قرآن را قبل از بلوغ قرائت کند، در همان سنین کودکی به او حکمت می‌بخشند.» تصمیم گرفتیم برای انس با قرآن بچه‌ها برنامه‌ریزی کنیم. چون انس با قرآن کاری با انسان می‌کند که هزار هزار برنامه دیگر نمی‌تواند. برای این سن، حفظ موضوعی از جزء 30 به صورت کوتاه و مستمر شروع کرده‌ایم و برای آن هم، دفترچه حفظ آیات چاپ کرده‌ایم. البته در همین برنامه عمومی هم، نگاه نخبه‌پروری داریم تا از میان همین بچه‌ها مربی تربیت کنیم. این کار نوپا، تأثیرات عجیبی داشته از جمله که اخلاق و روحیات بچه‌های نخبه که برخی خودپسندی‌های خاصی هم دارند، کامل تغییر داده؛ به گونه‌ای که کادر مدرسه و اعضای خانواده انگشت به دهان مانده‌اند.

در بعد ورزش چطور؟

محمدقلی: ورزش را دیگر انجمنی ندیده‌ایم و خود کانون‌ها رأساً برنامه‌ریزی و اقدام می‌کنند. در هر کانون، یک مسئول کانون مدیریت مجموعه‌ را بر عهده دارد، یک معاونت اجرایی دارد که اجرائیات و برنامه‌های مجموعه را در کنترل دارد. یک معاونت فرهنگی که کار برگزاری هیئت‌های هفتگی، جشن‌ها، مراسمات، مناسبت‌ها، فضاسازی داخل مجموعه، اردوها را انجام می‌دهد. یک معاونت علمی هم قرار داده‌ایم تا حال و هوا و ظرفیت و استعداد بچه‌ها را به اتاق فکرهای بالادستی برساند و سیاست‌ها و برنامه‌ها و به تعبیر بهتر خوراک فکری و برنامه علمی را از بالا در محیط مجموعه منتشر و اجرا نماید.

انجمن‌ها فراتر از شعبات کانون‌ها هستند؟

محمدقلی: بله، اینها همان هیئت‌های علمی یعنی دانشکده‌ها هستند که شعبات کانون از جهات علمی و فرهنگی از اینها خدمات و محتوا می‌گیرند. بخش تولید محتوا بر عهده انجمن‌ها و بخش عملیات در خود کانون‌ها تعریف می‌شود.  

مسئول حلقه‌ها را چه کسی تعیین می‌کند؟

محمدقلی: مسئول کانون. بچه‌های هر حلقه توسط مسئول حلقه‌ها استعدادسنجی می‌شوند، مثلاً مسئول می‌گوید خوب است سه نفر از این افراد در فضای المپیاد ریاضی بروند، سه نفر دیگر المپیاد فیزیک، دو نفر در المپیاد کامپیوتر. بعد این سه نفر مستعد کار در المپیاد ریاضی از حلقه کانون در منطقه 19 و آن پنج نفر مستعد کار در المپیاد ریاضی از حلقه کانون در منطقه 16 از طریق معاونت علمی هر کانون در اختیار مسئول دوره قرار می‌گیرند. هر دوره عبارت از حلقه‌های کانون‌ها در مناطق مختلف است که از یک زمان شروع شده‌اند. مثلاً دوره 20 ممکن است 50 حلقه داشته باشد. بعد این سه و پنج نفر از حلقه‌های مختلف یک دوره در یک جا جمع می‌شوند و کلاس المپیاد ریاضی برگزار می‌شود.

چگونه به این الگو رسیده‌اید؟

محمدقلی: این الگو کاملاً بومی و تجربی است و در اثر گذر زمان شکل گرفته. ما یک تجربة عینی موفق جلوی چشمان نداشتیم، خودمان بخش‌های زیادی از این الگو را با آزمون و خطا تجربه ‌کردیم.

شکل‌گیری حلقه‌ها بر اساس تعداد افراد است؟

محمدقلی: بله، تقریباً هر 10 -15 نفر یک حلقه را تشکیل می‌دهند. برخی از برنامه‌ها مانند هیئت هفتگی، اردو و ... داخل خود مجموعه برگزار می‌شود؛ اما وقتی برنامه‌ها تخصصی می‌شود، یعنی یک کانون کشش برگزاری آن برنامه را ندارد، از اداره کانون‌ها بیرون می‌رود و به انجمن‌ها ارتباط پیدا می‌کند.

شناسایی استعدادها بر عهده کیست؟

محمدقلی: مسئول حلقه استعدادسنجی می‌کند، اما براساس نظام استعدادسنجی کانون. دانش‌آموز از همان ابتدای ورود از سال سوم راهنمایی و اول دبیرستان یک استعدادسنجی می‌شود و براساس آن، مشخص می‌شود که علاقه‌ها و استعدادهای او چیست. مسئول حلقه عمدتاً از بچه‌های دانشجوی مهندسی است که خودش پرورش یافته این سیستم است و در اثر تعامل با دانش‌آموز و ارتباط با خانواده‌اش او را شناسایی می‌کند و تمامی اطلاعات او را در پرونده‌اش ثبت می‌کند. هر دانش‌آموز یا عضو کانون یک پرونده مختص به خود دارد.

اعضا بعد از ورود به دانشگاه رها می‌شوند؟

درخور: اینها همه توضیحات بدنه دانش‌آموزی ما بود. در سال 85، عمده بدنه کانون دانشجو شدند و این مسئله، نیاز به بازنگری در ساختار کانون را تشدید کرد. از همین جهت، بنیاد امام حسن مجتبی (ع) تأسیس شد. همه فعالیت‌هایی که توضیح داده شد، زیرمجموعه بنیاد امام حسن مجتبی (ع) است.

مسئول بنیاد که خود آقا رسول هستند، مسئول کانون دانش‌پژوهان را تعیین می‌کنند که چهار شعبه برادران و یک شعبه خواهران دارد. یک مجمع عمومی هم وجود دارد که تجمع همه افراد و اعضای کانون‌ها و اتاق فکرها و انجمن‌ها و معاونت‌هاست. دو کمیسیون تربیتی و علمی هم مرتباً بر محتوای انجمن‌های فرهنگی و علمی نظارت می‌کند. یک هیئت تشخیص نظارت هم ورودی اعضای مجمع را و عضویت آنها را بررسی و تأیید می‌کند. این مجمع و دو کمیسیون و هیئت تشخیص فراتر از کانون‌ها هستند. ذیل مسئولین کانون‌ها، ستادی وجود دارد تحت عنوان شورای راهبردی که متشکل از مسئولین و معاونت‌های کانون‌ها و نمایندگان آن دو کمیسیون تربیتی و فرهنگی است. شورای راهبردی، تصمیم‌گیرنده و هماهنگ کننده همه تصمیمات کانون است.

محمدقلی: اگر هدف مجموعه، تربیت جوان‌های شیعه انقلابی متخصص است، ما نباید بچه‌هایی که بعد از چند سال به یک قوت‌هایی از لحاظ علمی و اعتقادی و فرهنگی و ولایی رسیده‌اند، بعد از ورود به حوزه یا دانشگاه رها می‌کردیم. جدا از این موضوع، باید بدانید که اداره مجموعه کانون‌ها به دست و ایده خود همین بچه‌های کانون انجام می‌شد. یعنی همان بچه‌ها به صورت چرخه‌ای و گردشی، معمولاً سه روز در هفته برای مجموعه وقت می‌گذارند. این بود که در کنار مجموعه دانش‌آموزی، کانون دانشجویی را نیز راه‌اندازی کردیم. این کانون متشکل از چند مرکز رشد است:  مرکز رشد علوم پایه، مرکز رشد فنی و مهندسی، مرکز رشد فرهنگی - رسانه‌ای و مرکز رشد علوم انسانی. مرکز رشد یعنی چه؟ یعنی یک کار تمرینی تخصصی علمی جدی قبل از ورود مستقیم به جامعه.

فرض کنید در مرکز رشد فنی و مهندسی یک کارگروه تشکیل می‌شود به اسم «کارگروه انرژی». این کارگروه متشکل از بچه‌هایی است که روی سلول‌های خورشیدی کار جدی علمی می‌کنند. ما می‌گوییم بروید نیازها و نقاط راهبردی مدل استراتژیک نیازهای نظام را شناسایی کنید. ظرفیت‌ها و علایق خودتان را هم ببینید. توان و انرژی‌تان را بگذارید روی آن نقطه راهبردی تا بتوانید باری از روی دوش نظام بردارید. بعضی از مجموعه‌ها فکرشان این است که ما نیرو تربیت کنیم، این می‌شود نور و هر جا و هر مکانی که رفت،  پیرامون خودش را روشن می‌کند. این نگاه، خیلی حداقلی و کوچک است.  ما باید بتوانیم نیازهای نظام را با علایق خودمان تطبیق بدهیم.

یک شعبه از کانون هم برای دختران است. برای پرورش دختران نخبه هم برنامه داشته‌اید؟

محمدقلی: بحث خواهران یکی از دغدغه‌های جدی مجموعه بوده است. چون اولاً‌ بخش خواهران را خود خواهران باید انجام بدهند. بنده نمی‌توانم برای دختر‌های ابتدایی برنامه‌ریزی و کار کنم؛ اگرچه من می‌توانم کار پشتیبانی را انجام دهم. از این جهت، مسئول کار خواهران خانم خود بنده است که به اتفاق خانم‌های دیگر بچه‌ها کار را جلو می‌برند. تشکیلات خواهران چهار سال است که به صورت تمرینی و منقطع کار می‌کند؛ اما از امسال کارشان جدی‌تر شده و از دختران نخبة ششم ابتدایی جذب داشته‌اند. البته کار خانم‌‎ها ظرایف و حساسیت‌هایی دارد که اصلاً قابل مقایسه با کار برادران نیست؛ از این جهت، کار یک ‌مقدار حالت آموزشگاهی دارد؛ چون دختر باید یک ساعتی بیاید و یک ساعتی برود. نوع برنامه‌ریزی و محتواسازی هم خیلی متفاوت است. چون نقش مادری بسیار اساسی و مهم است، ما در کانون خواهران دیگر هدفگذاری برای المپیاد نداریم و کار بیشتر حالت تربیتی و فرهنگی دارد. کار خانم‌ها در حال تمرین و تدوین است و هنوز به الگوی دقیق و مشخصی از کار خانم‌ها نرسیده‌ایم.

بنیاد امام حسن مجتبی (ع) چه بخش‌های دیگری دارد؟

محمدقلی: یک خیریه هم داریم به اسم «رهپویان پیام غدیر». در این خیریه، ما دانش‌آموزان نخبه‌ مستضعف را شناسایی می‌کنیم و از آنها حمایت مالی ماهانه مستمر می‌کنیم.  منابع مالی خیریه از بین همین بچه‌های کانون و خانواده‌های آنها و خیرین تأمین می‌شود. سیستم کار به این شکل است که نخبه‌ای را در یک خانواده محروم شناسایی می‌کنیم. به خانواده‌اش اعلام می‌کنیم مثلاً مشروط بر اینکه این دانش‌آموز معدل زیر 5/19 نیاورد، ما ماهی 150 هزارتومان به لحاظ مالی از شما حمایت می‌کنیم. همین موضوع انگیزه‌ای می‌شود که خانواده با تمام برنامه‌ای که دارد، حواسش روی این فرزند نخبه‌اش متمرکز شود.

صندوق وام دانشجویی برای کادر کانون نیز در نظر گرفته شده که الحمدلله گردش مالی خوبی دارد. هیئت «کریم آل‌طاها» نیز داریم که برنامه‌های هیئتی فرامجموعه را بر عهده دارد و برنامه‌های مناسبتی عظیم و وسیع در کل جنوب شهر برگزار می‌کند با حضور سخنرانان و مداحان بزرگ کشور. این هیئت کلان دیگر محدود به کانون نیست و از مردم هم دعوت می‌کند. یعنی هم بعضی از اوقات برنامه‌های تجمیعی هیئت‌های کانون‌ها را برگزار می‌کند و هم برنامه‌های عمومی دارد.

چرا این ساختار حجیم همچنان کارا و پویا باقی مانده؟

محمدقلی: نکته مهم اینجاست که ساختار براساس نیروی انسانی توسعه پیدا کرده است. یعنی اینطور نبوده که ما از همان ابتدا خیریه و هیئت و انجمن علمی و معاونت فرهنگی و اینها داشته باشیم. ما نیازها را می‌دانیم، اما براساس نیروی انسانی و توان اداره، مجموعه را گسترش داده‌ایم. مجمع عمومی در حکم شورای سیاستگذاری است. تمام تصمیمات مجموعه به اطلاع یک روحانی به نام حاج آقای صالحان رسانده می‌شود تا با مبانی فقهی اسلامی و منویات و مطالعات آقا ارزیابی شود. چون تربیت یک نیروی ولایی مؤمن بدون اتصال به منبع دین به انحراف می‌رود. خطر چنین تربیتی به مراتب بیشتر است.

چرا؟

محمدقلی: اگر فردی بخواهد در جامعه اسلامی کار تربیتی بکند، باید اولاً نگاهش کاملاً به رهبری و ولایت باشد و ثانیاً دستشان در دست یک عالم جا بگیرد. اگر کسی با یک عالم مانند حاج‌آقا صالحان وصل شد، دیگر امنیت پیدا می‌کند و در همه صحنه‌ها هم پای کار می‌آید. هر چقدر بیشتر بتوانید این بچه‌ها را با مبانی آشنا بکنید و دستشان را بدهید دست علما،  در این فضا و محیط بیشتر می‌مانند.

واکنش و مواجهه تشکیلات شما با مسائل سیاسی چگونه است؟

محمدقلی: در ساختار بنیاد، دفتری تعبیه شده به نام «دفتر بصیرت». در این دفتر، بچه‌هایی که علاقمندی و نخبگی بیشتری در عرصه‌ تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی دارند، حضور دارند و مرتباً مطالعات تاریخی و جریان‌شناسی می‌کنند. ماحصل این مطالعات باعث می‌شود بچه‌ها پرقوت شوند. یک سری سلسله‌ جلسات هم برگزار می‌کنیم تا بچه‌ها با گروه‌ها و جریان‌های مختلف آشنا می‌شوند. کانون بیانیه سیاسی رسمی نمی‌دهد. ما به بچه‌ها می‌گوییم همه آزاد هستید، اصلاً اگر می‌خواهید بروید ستاد انتخاباتی بزنید؛ اما به معیارها و رهنمودهای حضرت آقا توجه کنید.

در این مسیر دشوار تربیتی، با چه موانع و مشکلاتی مواجه بودید؟

محمدقلی: موانع همیشه هست، حسادت‌ها و دشمنی‌هایی بوده که حتی مجموعه را تعطیل کنند! موانع را باید تدبیر کرد، بچه‌ها از جان و دل برای مجموعه وقت می‌گذارند. ممکن است کسی که ازدواج می‌کند، ارتباطش با مجموعه کمتر شود، اما قطع نمی‌شود. براساس همین نیاز ما سعی کردیم برای متأهلین نیز برنامه‌ریزی و سیاستگذاری کنیم. هرچه جلوتر می‌رویم، افق روشن‌تر می‌شود. واقعاً اگر برای کاری، نیرو پای کار باشد و بچه‌ها هم‌دل و همراه باشند، مانعی به آن معنا وجود ندارد. ممکن است مجموعه افت و خیز داشته باشد، اما توقف ندارد. برای هر مسئله‌ای که پیش می‌آید، سریعاً جلسه شورای راهبردی تشکیل می‌دهیم و تدبیر می‌کنیم. آن‌چیزی که حقیقتاً می‌تواند یک ایده را به سرانجام برساند، جریان اعتقادی و فضای ایمانی است که پای کار می‌آید. مجموعه به جایی رسیده که این ظرفیت را دارد که اگر من هم پایم را خطا بگذارم، عذرم از مجموعه خواسته می‌شود. چون آنقدر با هم نشسته‌ایم و بلند شده‌ایم و اساس‌نامة ‌خوبی نوشته شده، هر جا مجموعه حرکتش کند ‌شود، سریع آن را بازسازی می‌کنیم.

درخور: فکر می‌کنم با ارزش‌ترین چیزی که ما داریم، نیروی انسانی ماست. سه عامل در تقویت و تحیکم نیروی انسانی مجموعه مؤثر بوده که خود این سه عنصر پاشنه آشیل مجموعه‌ را مشخص می‌کند. عامل اول، بحث تقوا است، آن هم تقوا در جریان کار. تا وقتی وارد کار نشده‌ایم، همه ما نه اهل غیبت هستیم، نه حسود هستیم؛ بی‌تقوایی‌ها در عمل خودش را نشان می‌دهد. حالا این افراد تشکیلات که در حکم آجرهای مستحکم یک ساختمان هستند، ملاتی می‌خواهند که به یکدیگر متصل شوند. این ملات، صمیمیت و برادری است. اگر این صمیمیت و برادری نباشد، این ساختمان دوام ندارد. الحمدلله کانون فضایی است که بچه‌ها با یکدیگر زندگی می‌کنند. سومین عامل، استمرار کار است. سخت‌ترین کارها، کارهای بادوام است. شما اگر کاری را که بیش از یک ربع طول نمی‌کشد، چهل روز، دو ماه، یک سال انجام دادید، هنر کرده‌اید. روایت با این مضمون زیاد داریم که «قَلیلٌ یَدوُمُ خَیْرٌ مِنْ کَثیرٍ مُنْقَطِعٍ» قرآن کریم هم می‌فرماید: «إن‌َ الََذینَ قالوا رَبُناالله ثُم‌َاستَقاموا تَتَنَزَلَ عَلَیهِما» اگر استقامت نباشد، آن دوام نباشد، در نهایت کار زمین می‌خورد. به همین خاطر، مجموعه یک فضایی ایجاد کرده تا آنجایی که ممکن است نیروهایی که می‌توانند به فضای کانون برگردند و در آن کار کنند. ما سعی کردیم انواعی از ارتباط تعریف کنیم تا آن نیروی انسانی همچنان حفظ شود.

آیا به فکر انتشار یا تبلیغ این الگو افتاده‌اید؟

محمدقلی: شبکه جبهه فرهنگی انقلاب باید با هم ارتباط بگیرند و به هم وصل ‌شوند. ما مرتباً جلساتی با مجموعه‌های مشابه خودمان داشته‌ایم. محور جلسات هم خودمان تعیین می‌کنیم، مثلاً روش‌های جذب مخاطب، برنامه برای تربیت مربی و ...  شاید در سال گذشته بیش از ده مجموعه اردبیل و مشهد و شیراز و جاهای مختلف آمده‌اند و کار ما را به صورت مستقیم دیده‌اند. البته کار نمایشگاهی برای معرفی مجموعه هم داریم.

اگر حرف یا نکته خاصی مانده، بفرمایید.

محمدقلی: اولاً باید از شما که در زمینه اشاعه معروف کار می‌کنید، بسیار تشکر کنیم. ثانیاً ما دو نوبت برای اهدای مدال خدمت آقا رسیده‌ایم، منتظریم و تقاضا داریم یک جلسه دیگر خدمت ایشان برسیم و طرح جامع آموزشی تربیتی استعدادهای برتر به نام «برنا» به صورت مکتوب تقدیم کنیم، مخصوصاً که ایشان اخیراً مطالبه‌ای از نخبگان داشتند مبنی بر راه‌اندازی شبکه نخبگان.

جمع علم و عمل

جمعه, 28 فروردین, 1394 - 15:00

مجتبی حبیب‌زاد در رشته مهندسی عمران لیسانس گرفته و دانشجوی ارشد مهندسی عمران آب است. او هم‌زمان یک رشته دیگر هم به نام مدیریت پروژه می‌خواند. مجتبی از اول راهنمایی با فضاهای تربیتی و قرآنی در مسجد جامع شهر تالش وارد فضاهای مذهبی شده و به تحصیل در زمینه آموزش قرآن، اذان و تواشیح مشغول است. او از سال 85 با کانون دانش‌پژوهان نخبه آشنا شده و تاثیر این فضا آنقدر بوده که در نوشهر هم شعبه‌ای از این کانون را راه انداخته‌است.

***

آشنایی شما با کانون چگونه بوده است؟

سال 85 بود که من با کانون دانش‌پژوهان نخبه آشنا شدم و رفته رفته ارتباط ما نزدیک‌تر شد. دوستان مجموعه با هدف تربیت نیروهای متخصص و متعهد دور هم جمع شده بودند. وجه تمایزاین مجموعه و سایر مجموعه‌های فرهنگی-تبلیغی این است که کانون هم به جنبه‌های علمی می‌پردازد و هم جنبه‌های مذهبی و انقلابی را مدنظر دارد. کانون، علم و عمل را با هم جمع کرده است. جذابیت کار  کانون، آنقدر برای من بالا بود که گاهی اوقات در ماه، تنها یکی دو بار فقط برای اینکه بتوانم کار کانون را از نزدیک ببینم و با دوستان ارتباط داشته باشم، از تالش به تهران می‌آمدم. همین دوستان علاوه بر اینکه کلاس‌های المپیاد دارند، کلاس‌های قرآنی هم برگزار می‌کنند، هیئت مذهبی هم دارند، کلاس‌های مختلف سیاسی هم برگزار می‌کنند. تقریباً می‌توان گفت خودشان را محدود به یک حوزه خاص نکرده‌اند و بچه‌هایی که در این مجموعه تربیت می‌شوند، تک‌بعدی بار نمی‌آیند. این برای من خیلی جالب بود. هنوز هم این رویه ادامه دارد.

آقای محمدقلی به عنوان مدیر این مجموعه چقدر بر کارشان مسلط هستند؟

آن اوایلی که من با دوستان آشنا شدم، شاید مدیران خیلی قوی نبودند. منتهی بنا را بر این گذاشته بودند که همه به یکدیگر کمک کنند و دست به دست هم بدهند تا هم یک مراقبه جمعی داشته باشند و هم مجموعه را اداره کنند. اندک اندک تمرین کردند و یاد گرفتند. شاید مهندس محمدقلی در خصوص مدیریت تربیتی چندان اشراف نداشته باشند، ولی با تمرین مجدانه و با سختکوشی به یک مدیریت کارآزموده مطلوب دست پیدا کرده.

شما بعد از آشنایی با این مجموعه، مؤسسه‌ای در شمال راه‌اندازی کرده‌اید.

ما از سال 86 کار را در نوشهر شروع کردیم و همان دوره اول دانش‌آموزی، از سوم راهنمایی جذب داشتیم و تا برگزاری آزمون و انجام مصاحبه کارمان را پیگیری کردیم. تقریباً هر ساله ورودی داشتیم. الان هم می‌توانم بگویم به طور میانگین حدود 200 نفر عضو کانون دانش‌پژوهان نخبه هستند. سال تحصیلی 91 اولین ورودی دانشگاهی‌مان از کانون نوشهر داشتیم که رتبه 7 کنکور سراسری بود. در جشنواره ابتکارات، مقام آوردیم و از تقریباً 25 نفری که بچه‌های دوره اول بودند، 19 نفر در دانشگاه‌های سراسری با رتبه‌های بسیار خوب پذیرفته شدند.

کانون شما با کانون دانش‌پژوهان نخبه تهران مرتبط است و زیر نظر آنها کار می‌کند یا به صورت مستقل برای خودتان برنامه دارید؟

ما به لحاظ تشکیلاتی خودمان را زیرمجموعه کانون تهران می‌دانیم، منتهی مباحث اداره مجموعه در خود کانون تصمیم‌گیری می‌شود و یک شورای مرکزی در کانون نوشهر این کار را بر عهده دارد. 

چشم‌انداز مدیران کانون استراتژیک است!

پنجشنبه, 27 فروردین, 1394 - 21:30

رضا خلیلی، شش سال قبل با مجموعه دانش‌پژوهان نخبه آشنا شد. او این روزها یک مجموعه فرهنگی تربیتی هم دارد. مؤسسه‌ای با همین اهداف و ظرفیت‌ها راه‌اندازی کرده و به تربیت بچه‌های نخبه می‌پردازد. او جدا از بر شمردن نقاط قوت کانون، انتقاداتی هم دارد که مهم‌ترینش، کم‌ارتباط بودن کانون با مردم و مخاطبان محلی است.

***

ما با مجموعه کانون دانش‌پژوهان نخبه ارتباطات زیادی داریم؛ به ویژه در بحث انتقال تجربیات تربیتی، زیرا کانون یک ساختار تربیتی مشخص و منسجم برای جذب نیرو دارد. نحوه گزینش اعضا نیز قابل توجه است. در تهران به عنوان ام‌‌القرای جهان اسلام، چند مجموعه این چنینی وجود دارد که یکی‌ از آنها، همین مجموعه کانون نخبه است که چهار شعبه دارد و در حال فعالیت است. در شهری که قرار است پایتخت اسلامی ایران باشد، چند مجموعه با این حجم کاری، بسیار  غنیمتی و ارزشمند است و بستر مناسبی برای انواع فعالیت‌های تربیتی و دینی و فرهنگی در محله و منطقه. این کانون پایگاهی شده برای آنکه بچه‌ها از سردرگمی زمانه‌ای که داریم و در میانه اوضاع اسفناک فرهنگی رهایی پیدا کنند. مقداری با انقلاب و ولایت و مفاهیم دینی آشنا شوند و همین اجتماع بر تقوا یعنی جمع شدن دور محور دیانت و الهی شدن و خدایی شدن، بسیار قیمتی و گرانبهاست. ای کاش مجموعه‌های بیشتری همچون کانون داشتیم تا اوضاع این اندازه آزاردهنده نبود. مهمترین ویژگی کانون دانش‌پژوهان نخبه، این است که پایگاهی شده است برای بچه‌های مذهبی و آنهایی که پتانسیل مذهبی شدن دارند، به خصوص آنکه از بین بهترین قشرهای تأثیرگذار در جامعه یعنی نخبگان یارگیری می‌کند.

مهمترین مشخصه مدیران کانون آن است که با توجه به تخصص و سوادی که دارند، می‌توانستند کاسبی کنند و تجارتی راه بیندازند و پول‌ درآوردند؛ اما چنین نکردند. چیزی و امکاناتی و بودجه‌ای ندارند، اما انسان‌هایی با شرح صدر، آرام، متخلق و باظرفیتی هستند. معمولاً وقتی با بچه‌ها کار دارند، به جای آنکه نیمه خالی شخصیت افراد و نقاط ضعف آنها را ببینند، بیشتر نقاط قوت را می‌بینند و دائماً‌ بر همان‌ها مانور می‌دهند. آقای محمدقلی به لحاظ مدیریتی، نگاه استراتژیک و راهبردی خوبی دارد، مثلاً به آینده مجموعه در سال‌های پیش‌رو هم نگاه می‌کند. حتی در بحث ازدواج و دانشگاه کانونی‌ها هم برنامه دارد تا آنها در عرصه‌های انقلاب نقش‌آفرین باشند. البته باید تصریح کرد جهت‌گیری‌های کانون در حوزه محلی و ارتباط با مردم محل نقد است. اگر دامنه ارتباط کانون با جامعه وسیع‌تر بود و با توده مردم در حوزه تربیتی، عملی، اقتصادی و حتی سیاسی سر و کار داشت، بسیار قیمتی‌تر بود.  با همه این احوال، همین که عمدة بچه‌های نخبه کانون، ولایی و دلسوز انقلاب هستند، نمره مجموعه را بسیار بالا می‌برد.

مثل فرماندهان جنگ

چهارشنبه, 26 فروردین, 1394 - 15:30

حجت‌الاسلام علی رجبی، مدرس دانشگاه تهران و امیرکبیر و حوزه علمیه مروی، در آموزش‌و‌پروش سمت‌های مختلف دبیری و فرهنگی و مربی پرورشی داشته است. او فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است، ولی اخلاق، متون، نهج‌البلاغه و قرآن تدریس می‌کند. رجبی جزء اولیای کانون دانش‌پژوهان نخبه است و پسرش زودتر از خودش با این مجموعه آشنا شده است. با او درباره این کانون گفت‌وگویی کوتاه انجام داده‌ایم.

***

چگونه با کانون دانش‌پژوهان نخبه آشنا شدید و فعالیت‌تان را با آنها شروع کردید؟

ابتدا پسر بنده که در مدرسه تیزهوشان شهید بهشتی شهر ری بود، با دوستان کانون آشنا شد. ما هم رفتیم محیط، دوستان و فعالیت‌های آنها را مشاهده کردیم و پسندیدیم. متوجه شدیم بستر خوبی است برای فعالیت جوان‌هایی که در فرآیند اجتماعی شدن قرار دارند. ما دیدیم که جریان سالم و فعال و مؤثری است و یواش‌یواش پای ما هم کشیده شد.

برای چه کاری با این کانون مرتبط شدید؟

در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی آنها اگر نظر می‌خواستند، نظر می‌دادیم. بنده عضو فعالی نبودم و از دور دستی در آتش داشتم. اگر جلسات عمومی می‌گذاشتند، ما را دعوت می‌کردند. اگر اردوی مشهد، قم و به خصوص راهیان نور داشتند، همراهشان می‌رفتیم.

مدیران مجموعه کانون چه تعاملی با نوجوان دارند؟

چون جذب و پذیرش در این کانون، داوطلبانه و به اختیار خود بچه‌ها است، هم‌نوایی و همخوانی و انسجام خیلی خوبی با مدیریت دارند. چون می‌پسندند و می‌آیند. یعنی وارد فضایی نمی‌شوند که بعد ببینند این فضا مدیری دارد و دستورالعمل و آیین‌نامه‌هایی دارد؛ مانند فضای رئیس و مرئوسی. تقریباً‌ می‌توان  گفت مسئولین مانند فرماندهان جبهه و جنگ هستند. بچه‌ها آنها را نه فقط به عنوان اینکه مسئول و متصدی امر است، می‌پذیرند؛ بلکه با این نگاه که آنها از ما به امور آگاه‌تر و آشناترند، آنها را با جان و دل پذیرفته‌اند. در حقیقت قبل از آنکه به وظایف بچه‌ها نظارت کنند و حاکم باشند، بر دل و قلب بچه‌ها حاکم هستند. از این جهت، فرآیند سهل و آسانی است و کارها خیلی خوب پیش می‌رود.

مهم‌ترین ویژگی کانون دانش‌پژوهان نخبه را چه چیزی می‌دانید؟

مکتبی و متدین هستند. از جهات علمی فرهیخته‌اند و حرفی برای گفتن دارند. مدال‌ها و رتبه‌های جهانی کانون، گویای این مطلب است. مدل کانون، یک الگوی اسلامی است که در کشور ما غریب مانده. بعضی‌ها فکر می‌کنند مذهبی‌ها از نظر درسی و حرفه‌ای، در رده‌های پایین‌تری هستند؛ ولی بچه‌ها ثابت کردند که می‌شود هم مکتبی بود و به آرمان‌های نظام و قرآن وفادار بود و هم از لحاظ علمی یک شخصیت فرهیخته و مطرح در سراسر جهان به شمار آمد.

به نظر شما کدام یک از فعالیت‌های علمی- آموزشی و تربیتی کانون به دیگری برتری دارد؟

ظاهراً عامل جذب کانون جنبه‌های علمی و آموزشی بوده؛ زیرا بچه‌ها برای اینکه از لحاظ علمی پیشرفت کنند و در المپیادها موفق‌ شوند، جذب می‌شوند. ولی وقتی وارد فضا می‌شوند، معنویت فضا آنها را می‌‌گیرد. در ابتدا جنبه‌‌های آموزشی- تحصیلی جلوه بیشتری دارد و بعد هر دو جنبه علمی و تربیتی با همدیگر توأمان و متعادل پیش می‌رود.

میزان تأثیرگذاری کانون در سطح شهر و کشور چطور ارزیابی می‌‌کنید؟

تاثیرگذاری خوبی دارند، چون بعضی از شهرستان‌ها و استان‌‌‌ها از کار بچه‌ها الگو گرفتند. مثلاً در شهر قم این الگو را پیاده کردند و موفق هم بوده‌اند. این کانون با هزینه‌های بسیار پایین، کارهای معجزه‌آسا انجام می‌‌دهد. شاید اگر یک مؤسسه خصوصی بخواهد در سطح پایین‌تری این کار را انجام بدهد، میلیون‌ها تومان باید هزینه کند،. ولی بچه‌ها با جان و دل و با امکانات و خوراکی خیلی ساده، حتی بعضاً با گرسنگی و گاهی اوقات با کمترین وسیله نقلیه کارهای بزرگی می‌کنند.

درباره یک کارخانه فعال آدم‌سازی

دوشنبه, 24 فروردین, 1394 - 10:45

یک کارخانه عظیم در جنوب تهران

محله عبدل آباد تهران را به مرکزی بزرگ برای خرید و فروش ماشین می‌شناسند. در حالی که در همین محله و منطقه، کارخانه بزرگ اما بی‌سر و صدایی راه افتاد که نه تنها نام تهران را بلکه آوازه ایران را تا آن سوی جهان رسانید. اواخر سال 72 مسجد امام حسن مجتبی (ع) عبدل آباد شاهد تغییرات و دگرگونی‌هایی بود که خبر از یک فرهنگ سازی مردمی- دینی در یکی از محروم‌ترین مناطق تهران را می‌داد. پایگاه بسیج شهید رجایی با دو اتاق 12 و 20 متری و یک کتابخانۀ کوچک مبدأ شناسایی استعدادهای برتر اما محروم جنوب تهران شد. چند نوجوان و جوان بسیجی مخلص و فداکار گرد محراب و منبر مسجد حلقه زدند و برای زکات علم و دانش خود، یک سیر آموزشی برنامه‌ریزی شده و منضبط تدوین کردند و با هدف آموزش و تربیت بسیجیان نخبه کمر همت بالا زدند.

اولین امیدها

به فاصله دو سال، اولین ثمره این حرکت مخلصانه سر برآورد و رسول محمدقلی توانست مدال برنز المپیاد ریاضی کشوری را کسب کند. از همین حرکت، معبر کار علمی باز شد و امید و نشاطی به مجموعه تزریق شد که تا سال‌ها بعد، طعم خوش موفقیت‌های علمی و آموزشی بچه‌های مستعد جنوب شهری که تربیت آنان از نگاه مسئولین رده بالای کشور پنهان شده بود، در دهان پدر و مادرهای معتقد و مؤمن و دوستدار انقلاب و نظام ماندگار شد. سال 75، محمدقلی نقره ریاضی و عباس طهماسبی و محرم محمدی، برنز ریاضی کشوری به دست آوردند. سال 76، جو ملتهب سیاسی امواج مصادره سیاسی و اقتصادی را بر این پایگاه علمی وارد آورد؛ مقاومت در مقابل این امواج سهمگین و تلاش برای پایمردی بر اصول تشکیلاتی خود، با همه تنگناها و فشارهای اقتصادی بسیار دشوار رخ می‌نمود. کلاس‌ها و دوره‌های فرهنگی و سیاسی، بصیرت و هوشمندی بچه‌ها را بالا برده بود.

هجرت به سوی توسعه

محدود بودنِ فضای آموزشی سبب شد بچه‌های مجاهد نخبه‌پرور در سال 77 از وطن اصلی خود، یعنی مسجد هجرت کنند و با همراهی خیرین وخانواده‌ها ملکی کوچک در همان منطقه 19 خریداری کنند. قوت و استحکام مجموعه به ویژه پیوند تنگاتک مسئولین با بچه‌ها و صمیمیت و صفایی که در فضای مجموعه موج می‌زد، سبب شد دیگرانی نیز به تأسیس شعبه پایگاه علمی در زیر زمین حسینیه‌ای واقع در نازی آباد رغبت کنند. مجوز رسمی مجموعه در سال 78 در قالب سازمان مردم نهاد از سازمان ملی جوانان با نام «کانون دانش‌پژوهان نخبه» صادر شد و کانونی‌ها توانستند اولین مجمع عمومی کانون را  در همان سال برپا نمایند. اما این همه ماجرا نبود. نقطه عطف کانون که چشم‌ها را خیره کرد، رقم خورد.

در محضر مولا

فعالیت‌های علمی مجموعه با  سرعتی مضاعف در جهت کسب افتخارات کشوری و جهانی گام برمی‌داشت به گونه‌ای که در سال 81، حضور در عرصۀ المپیادهای جهانی را تجربه کرد. این دستاوردها مصادف بود با زمانی که رسانه‌های خارجی و عوامل داخلی آنها جنگ روانی گسترده‌ای را با عنوان «فرار مغزها» و فاصله نسل سوم با ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی در دستور کار خود قرار داده بودند. در این هجوم سنگین تبلیغاتی، ایده‌ای مقدس و طرحی راهگشا مطرح شد و کانونی‌ها با اهدایِ 14 مدالِ المپیادهای کشوری و جهانی به مقام معظم رهبری، در حرکتی نمادین نشان دادند تقابل نخبگان با نظام اسلامی توهمی بیش نیست. در مقابل، امام خامنه‌ای فرزندان کانون را در دیداری خصوصی به حضور پذیرفتند و با رهنمودهای خود، سرمایه‌ای عظیم به مجموعه اهدا نمودند. در همین سال، با مشورت و هدایت کانونی‌ها اولین کانون نخبگان بسیج راه‌اندازی شد و شعبه منطقه 6 کانون و واحد خواهران مجموعه نیز تأسیس گردید.

راز جذابیت

آب‌وهوای ولایت‌پذیری، انس با شهدا، اصرار بر نماز اول وقت، تلاش برای آموختن احکام همه و همه مختصاتی از کانون را در چشم و نظر دیگران ثبت کرد، به ویژه ایده مباحثه درسی که  نسبت‌ یک طرفه با مخاطبین را بر هم زد و به توان انتقال مطلب، تبیین موضوع و به ویژه خودباوری آنان یاری رساند. با گسترش فعالیت‌های کانون به مناطق دیگر و افزایش حجم محتوای برنامه‌ها، در سال 83 ساختار کانون تغییراتی کرد و تصمیمات کانون از شکل فردی به شورایی تبدیل یافت و نظارتِ یک نفر روحانی بر تصمیمات کانون مصوب شد. هدف غایی کانون این بود که هر فردی در حوزه تخصص خودش بهترین باشد، ضمن آنکه تعمیق و ترویج معرفت و ولایت خاندان وحی و آشنا ساختن نسل جدید با اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی از یاد نرود.

خدمت جهادی در حصار دیوارهای شهر

طی سال‌های 84 تا 88، انجمن‌های تخصصی علمی فراتر از شعبات کانون‌ها در حکم دانشکده‌های تخصصی برنامه‌ریزی و سیاستگذاری مجموعه تأسیس شد. دکتر احمدی‌نژاد در سال 85 در همایش سالیانه کانون حضور پیدا کرد و از مجموعه فعالان کانون خواست ایده کانون را در سطح تهران و کشور منتشر نمایند. بر این اساس کانون منطقه 20 نیز در سال 87 به وجود آمد. به موازات توسعه کمی مجموعه و اضافه شدن انجمن‌های فرهنگی مانند ثقلین و قلم و همچنین تأسیس هیئت کریم آل طاها، کانونی‌ها کیفیت و مرغوبیت تعامل و تربیت نوجوانان مستعد جنوب تهران را نیز ارتقاء دادند، تا جایی که تا سال 92، مجموعه مدال‌های کسب شده به 61 رسید و زمینه دومین اهدای مدال به رهبری نیز فراهم گردید.

از صفر تا صد تربیت

این بار در برهه‌ای از زمان، که هنوز آتش فتنۀ 88 فرو ننشسته بود، اعضاء کانون 15 مدالِ رنگین المپیادهای ریاضی و فیزیک و شیمی که سند افتخاراتشان محسوب می‌شد، به امام خویش هدیه کردند. از سال 85، باتوجه به آنکه تعداد دانشجوها و فارغ‌التحصیلان مجموعه در حال افزایش بود، کانون با راه‌اندازی مجموعه‌هایی همچون گروه مهندسی رضوان، مؤسسه جهادی دانش‌های بنیادین (مجد)، مؤسسه فرهنگی رسانه‌ای کاظمیون و خیریه رهپویان پیام غدیر که عمدتاً با هدف توانمندسازی اعضا در حوزه‌های تخصصی فنی مهندسی، علوم پایه، رسانه و انفاق شکل گرفته بود، گامی بلند در جهت استفادۀ از توان نیروهای پرورش یافته خود در جهت پاسخگویی به نیازهای اساسی انقلاب در حوزه های تخصصی گوناگون برداشت؛ گامی که نتایجی همچون ساخت اولین گلخانه خورشیدی کشور، ساخت زیردریایی رعد، پروژه کشاورزی بدون آب، ربوماهی و ... را در پی داشت. سایت kanonnokhbeh.ir گویای فعالیت‌های مجموعه کانون‌هاست که اینک زیرمجموعه بنیاد امام حسن مجتبی (ع) و با در اختیار داشتن واحدهایی دیگر همچون خیریه قرار دارد. 


Share

ارسال دیدگاه
متن پیام : *
نام :
پست الکترونیک :
آدرس وب :
تصویر امنیتی :
 
 
 

  سایت مراجع
  جام معرفت
نماز ظهر عاشورا
  اساسنامه

  لوگوی سایت
برای قرار دادن لوگوی تبلیغاتی سایت آدرس زیر را کپی کرده و در وبلاگ و یا سایتتان قرار دهید www.rahtousheh.com/Files/102488/logo.swf
نشر تراث
کانون نخبگان
ایران هسته ای
  اخبار هیئت

  اوقات شرعی
  حدیث روز

حدیث موضوعی
 پیامک مذهبی

 نور سافت
  آمار سایت
» امروز :
» تعداد بازدید کننده : 1332
» تعداد بازدید : 1459
» دیروز :
» تعداد بازدید کننده : 1105
» تعداد بازدید : 1196
» کل بازدید ها :
» تعداد بازدید کننده : 2267297
» تعداد بازدید : 2752911
  جستجو