ذکر ایام هفته
  حوزه نت
  پایگاه های اسلامی

  سایت رهبری
  بیانات رهبری
آیت الله جعفری تهرانی
  بیانات رهبری
  خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه از فرم زیر استفاده نمایید

ایمیل*
تلفن همراه*
تصویر امنیتی
شناخت فرقه ضاله بهائیت (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

شناخت فرقه ضاله بهائیت (1)

استعمار و دین سازی
دين‌سازي به عنوان بخشي از اهداف استعماري در دويست سال اخير، بين صاحب نظران رشته تاريخ و سياست، محل بحث سياسي و فرهنگي شديدي است، اما در هر صورت نمي‌توان انکار کرد که اين دو قرن براي کشور ما نمودار تغيير جهتي ژرف در تحولات سياسي، اجتماعي و فکري بوده که پيامدهاي دراز مدتي را در برداشته است. يکي از اين پيامدها پيدايش مسلکهاي شبه ديني است که بـي‌تـرديد به عنوان ابزاري در دست دولتهاي استعماري و حکومت‌هاي استبدادي در اين دو قرن در کشور ما عمل نموده‌اند.
‌‌پيامد ناتواني نظام سياسي قاجاريه در حل کم رشدي و توسعه نيافتگي ايران و برخي از دگرگونيهاي ارتجاعي منورالفکران دلباخته به غرب، فضا را براي وارد آمدن فشار فراينده بر ساختارهاي اجتماعي و سياسي و از همه مهمتر تشتت فکري آماده کرد. کشمکش‌هاي پديد آمده در بستر اين بي‌اعتمادي، آميزه‌اي خاص از شيوه‌هاي زندگي دگرگون شده و شورشهاي فکري، سياسي و شبه‌مذهبي در ايران معاصر بود.
اين شورشها نه تنها ايران بلکه بخش اعظم دنياي اسلام در پهنه‌اي گسترده از آفريقا و آسيا و از همه مهمتر قلمروهاي تحت نفوذ ايران و عثماني را فرا گرفت. اگر کسي نقش نظامهاي استعماري انگليس، فرانسه، روسيه، و در سده اخير امريکا را در ظهور پاره‌اي از اين شورشهاي شبه مذهبي، فکري و سياسي انکار کند، درک درستي از تاريخ معاصر ندارد.
‌‌انگليس و روسيه در دوره قاجار تا جنگ جهاني دوم، و امريکا پس از جنگ جهاني دوم، براي نفوذ بيشتر در کشورمان (در کنار تمهيدات سياسي و اقتصادي و نظامي) تحرکات فکري زيانباري را در ايران آغاز کردند. يکي از اين تحرکات، ايجاد و حمايت از فرق شبه مذهبي است که در عصر قاجار در قالب بابيه و بهائيه بروز کرد.
هدف از تأسيس اين فرقه‌ها وارد کردن ضربه جدي بر رکن و سنگر اصلي مبارزه و مقابله با استعمار ــ يعني اسلام و آموزه‌هاي تشيع ــ بود که در سايه فرهنگ عاشورا، تسليم در برابر بيگانگان را برنمي‌تافت. لذا بابيه و سپس بهائيه با هدف ريشه‌کن ساختن مفاهيم شيعي و ديني در ايران، به کمک بيگانگان سر برآوردند و با ادعاهايي چون بابيت، قائميت، نبوت و نهايتا الوهيت! کوشيدند عناصر مقاومت و بيداري را از بين ببرند يا به مسخ و ابتذال بکشند.
‌‌اين تحرک ارتجاعي، انفجاري از تهاجم به دين، هويت ملي و استقلال ايران ايجاد کرد که اين تهاجم هم خوشايند استعمار انگليس و روسيه بود و همه باب طبع استبداد پهلوي.
‌‌در تهاجم پيروان مسلک‌هاي استعماري به دين و هويت ملي سه هدف اساسي دنبال مي‌شد:
1. خارج کردن دين از حوزه‌اجتماعي و در راس آن سياست و حکومت
2. توجيه حضور استعمار در کشور به عنوان يگانه عامل تجدد و ترقي
3. تثبيت نيروهـاي غربگرا در ارکان سياستگذاري و تصميم‌گيري کشور.
‌‌دو طيف دست در دست يکديگر انجام اين مأموريت را در ايران به عهده گرفتند:

 الف) منورالفکران شيفته غرب. ب) دين به دنيافروشان مدعي تجدد ديني.

تاريخ دو قرن اخير ايران آسيبهاي جبران‌ناپذيري از اين دو طيف متحمل شد. اگر طيف اول با توجيه حضور استعمار در ايران، دلال انعقاد قراردادهاي استقلال‌سوز و خانمان‌برانداز شد، طيف دوم با تخريب احکام ديني و ايجاد شورشهاي شبه مذهبي و تهاجم به هسته پوياي دين (که حضور اجتماعي و سياسي اسلام در جامعه است) سالها انرژي فکري جامعه را گرفتار پاسخ به شبهات ارتجاعي و دفع توطئه‌هاي آنان در کشور کردند.
‌‌هنوز در حافظه تاريخي ملت ايران از ياد نرفته است که در آن شرايط بحراني که کشور به دليل بي‌لياقتي حکومت قاجار و جريانات منورالفکري مدافع آن، بخش قابل توجهي از سرزمينهاي خود را از دست داده بود، ظهور مسلک بابيگري و بهائيگري چه آسيبي را به وحدت ملي و انسجام ديني زد و چه جرياناتي پشت اين مسلک به جنگ ملت ايران آمدند و چه بلوايي از ادعاهاي خرافي و به دور از منطق عقلي و ديني اين مسلکها در ايران ايجاد شد؟ داستان ادعاي مهدويت، پيامبري و خدايي باب و بهاء و ازل در ايران، داستان عبرت‌آموزي دارد که از جنبه تاريخي کمتر به وجه عبرت‌آموزي آن توجه شده است.
اگرچه بسياري هنوز هم مي‌کوشند که پيروان اين مسلکها را در ذيل تفکر شيعه ديده و به جدلهاي درون ديني در فرجام شناسي تشيع نسبت دهند و سياسي شدن آن را وجه متأخرتر اين مسلک توجيه نمايند، اما همه آنهايي که درک عميق و دقيقي از تاريخ معاصر دارند مي‌دانند که بابيه و بهائيه و ازليه در ايران مسلکهايي هستند که دست سياست، آنها را به صورت دين درآورد و به جان ملت مسلمان ايران انداخت تا از رهگذر تفسيرهاي ارتجاعي و خرافاتي آنها، و ايجاد شقاق و نفاق در جامعه متحد اسلامي، هسته پويايي دين اسلام و مذهب تشيع در ايران گرفته شود و راه براي سيطره استعمار و استبداد هموار گردد. براي اثبات اين ادعا به اندازه کافي شواهد و مستندات در تاريخ و تعاليم اين مسلک وجود دارد تا فهميده شود که دين‌سازان عصر مدرنيته، چرا دين به دنيافروشان را به استخدام خود درآوردند و از آنها چه انتظاري داشتند؟
‌‌هر مسلمان دين آگاهي مي‌داند که هسته پوياي اسلام فقه است. زيرا به قول حکيم صدرالمتألهين: آن کس که از طرف رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) نيابت داشته بايد بتواند ضبط سياستي که وظيفه‌اش نگاهداري فضاي زندگي براي مسلمانان است، بنمايد. قرآن در اين باره مشتمل بر آيات بسياري است که بر تو پنهان و پوشيده نيست و آنچه که بدين بخش اشتمال دارد به نام احکام حلال و حرام و حدود احکام ناميده مي‌شود. اين علم را فقها عمده دارند و آن علمي است که همگي بدان نيازمندند. چون در رابطه با صلاح دنيا است که به واسطه آن به صلاح آخرت مي‌رسند. (1) فقه، مهمترين معرفت و علمي است که شريعت را به زندگي اجتماعي يک فرد مسلمان و جامعه اسلامي پيوند مي‌زند. بنابراين اگر فقه و فقيه، اعتبار، توانايي و حيطه نفوذ خود را بين مسلمانان از دست بدهد و احکام استنباطي او نسبتي با فضاي زندگي مسلمانان نداشته باشد، چنين ديني ديگر به عنوان يک دين پويا و زنده در بين پيروانش دوام نخواهد داشت و به حل چالشهاي روزمره آنها نخواهد پرداخت.‌(2)
(1) - ملا صدرا، مفاتيح‌الغيب، ترجمه محمد خواجوي، تهران، مولي، 1363. ص 2 / 2.
(2) - بر گرفته از کتاب : استعمار و ظهور مسلکهاي شبه ديني - مؤلف: مظفر نامدار


Share

ارسال دیدگاه
متن پیام : *
نام :
پست الکترونیک :
آدرس وب :
تصویر امنیتی :
 
 
 

  سایت مراجع
 کانال تلگرام
  جام معرفت
نماز ظهر عاشورا
  اساسنامه

  لوگوی سایت
برای قرار دادن لوگوی تبلیغاتی سایت آدرس زیر را کپی کرده و در وبلاگ و یا سایتتان قرار دهید www.rahtousheh.com/Files/102488/logo.swf
نشر تراث
کانون نخبگان
ایران هسته ای
  اخبار هیئت

  اوقات شرعی
  حدیث روز

حدیث موضوعی
 پیامک مذهبی

 نور سافت
  آمار سایت
» امروز :
» تعداد بازدید کننده : 858
» تعداد بازدید : 901
» دیروز :
» تعداد بازدید کننده : 752
» تعداد بازدید : 817
» کل بازدید ها :
» تعداد بازدید کننده : 2585196
» تعداد بازدید : 3111250
  جستجو