ذکر ایام هفته
  حوزه نت
  پایگاه های اسلامی

  سایت رهبری
  بیانات رهبری
آیت الله جعفری تهرانی
  بیانات رهبری
  خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه از فرم زیر استفاده نمایید

ایمیل*
تلفن همراه*
تصویر امنیتی
پیامک / مناجات با حضرت دوست

شب هاي دراز بي عبادت چه کنم

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گويند کريم است وگنه مي بخشد

گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم

 

   

بسم الله الرحمن الرحیم

پیامک/مناجات با حضرت دوست

یا رفیق من لا رفیق له

خدا را در دور دستها، در انتهای افق و یا در اوج آسمانها جستجو مکن
نگاهی به اعماق وجودت بیانداز

هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست
دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است

الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

خدایا بزرگ و توانا تویی
رحیم و، رئوفی و یکتا تویی
پر از مهری و بخشش و مغفرت
که ما قطره هستیم و دریا تویی

خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم

غرق گناهم به که روی آورم
نامه سیاهم به که روی آورم
از غم و غصه شده ام زیر و رو
غیر خدایم به که روی آورم


حکایت عجیبیست رفتار ما
خداوند می بیند و می پوشاند
مردم نمی بینند و فریاد می زنند


خدایا اگر زارم، در تو زاریدن خوش است
و گر نازم به تو نازیدن خوشست


در دو راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم


خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم
امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست
از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من

به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد



خدا مرحم تمام دردهاست  ، هر چه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
خدا برای پر کردن ان بیشتر در وجودت جای میگیرد



حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر عقل آمده آن بنده که دیوانه توست



خدایا
عجب از آدمی، که نشانه‌هایت را می‌بیند و انکارت می‌کند
و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی

ای اهل مناجات که در محرابید

منزل دور است یکزمان بشتابید

وی اهل خرابات که در غرقابید

صد قافله بگذشت شما در خوابید

از ذکر بسی نور نزاید مه را

در راه حقیقت آورد گمره را

هر صبح و نماز و شام ورد خود ساز

این گفتن لااله الا الله را

آن دل که شد او قابل انوار خدا

پر باشد جان او ز اسرار خدا

زنهار تن مرا چو تنها مشمر

کو جمله نمک شد به نمک زار خدا

باز آ

باز آ... هرانچه هستی بازآی

گر کافر . گبر و بت پرستی بازآی

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توله شکستی باز آی

لطفی کن و سربه راهمان کن یارب

رحمی به دل سیاهمان کن یارب

در روز حساب دستهامان خالیست

با  رحمت  خود نگاهمان کن یارب

تقوا که نبود بال و پر می سوزد

خیری است که در شعله شر می سوزد

این  فرصت خوب  را غنیمت بشمار

آتش که رسید خشک و تر می سوزد

برگرد

سحر مست مناجات شب توست

خدا مشتاق ذکر یا رب توست

دهد سجاده ات بوی گل یاس

گمانم نام زهرا بر لب توست

این باد سحر محرم راز است مخسب

هنگام تضرع و نیاز است مخسب

بر خلق دوکون از ازل تا به ابد

ایندر که نبسته است باز است مخسب

این خواجه ترا غم جمال و جاهست

واندیشه باغ و راغ و خرمنگاهست

ما سوختگان عالم توحیدیم

مارا سر لااله الا الله هست

صد خنده بیارید و هزاران لبخند

صد شور بگیرید و بشاراتی چند

چون ماه خدا شده برای همگان

شیطان پر از فریب گشته در بند

گر که در این رمضان یار شدی،یادم کن

با خدا محرم اسرار شدی،یادم کن

در سحر ذکر نما در دل خود نام مرا

به دعا لحظه افطار شدی،یادم کن

فریاد بزن در دل خود یاد خدا را

یک بار دگر زمزمه کن نام خدا را

هرگاه نگاهت به افق ها نظری داشت

در بال سحر نیک ببین ماه خدا را

- خدايا، حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن،

تا درهايي را که به سويم مي گشايي، ندانسته نبندم

و درهايي که به رويم مي بندي ، به اصرار نگشايم

خدا گويد : تو اي زيباتر از خورشيد زيبايم

تو اي والاترين مهمان دنيايم

شروع کن ، يک قدم با تو

 تمام گام هاي مانده اش با من

 به خدا تا اندازه ي اميدوار باش که جرات گناه کردن پيدا نکني

و از اون تا اندازه ي بترس که از رحمت اون نااميد نشوي

وقتي بنده از خدا بترسد، خداوند همه چيز را از او بترساند

و اگر از خدا نترسد خداوند او را از همه چيز بترساند. حضرت رسول اکرم (ص

خداوندا دستانم خالي ست، قلبم پر از آرزوهاي دست نيافتنيست

. يا دستانم را توانا ساز، يا درونم را از آرزوهاي دست نيافتني تهي ساز

الهى در شگفتم از آنکه کوه را مى‏شکافد تا به معدن جواهر دست‏يابد

ولي خويش را نمي کاود تا به مخزن حقائق برسد

-خوشا آن بنده با عهد و پيوند / که دارد بازگشتي با خداوند

به کام خويش اگر چندي رود راه / چو باز آيد نياز آرد به درگاه.

-الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.

-الهى خودت آگاهى که درياى دلم را جزر و مد است يا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم کن.

-برايت دعا مي کنم که اي کاش خدا از تو بگيرد هر آنچه را که خدا را از تو مي گيرد.(دکتر شريعتي)

خدايا ديده اي بينا به من ده/ دلي پر شور و بي پروا به من ده

دستم از هر چيز خاليست/ دلي سرشار چون دريا به من ده.

-از پنجره روزگار به درخت عمر که مينگرم / خوش تر از ياد خداوند ثمري نيست.

- زيباست که با خداي خود چت کنيم /در سايت نماز شب عبادت کنيم

اي کاش که ما فلاپي دل ها را ? با عشق علي و آلش فرمت کنيم. ملتمس دعا.

- وقتي تنها شدي بدون که خدا همه رو بيرون کرده ، تا خودت باشي و خودش.

- بي شک آسمان خدا با اين همه ستاره يک تيم برنده است.

خدا زمين را مدور آفريد

تا به انسان بگويد همان لحظه اي که تصور مي کني به آخر دنيا رسيده اي،

درست در نقطه آغاز هستي.

-در آن زمان که اميدت بريد از همه جا ، ببين کيست اميدت ، بدان که اوست خدا.

-هر گاه به بن بست رسيدم مطمئن بودم که پشت ديوار ، خدا منتظر من است.

 بدانيد که روزي روح معنوي شما به آغوش گرم خداوند و پناهگاه اصلي خود باز خواهد گشت ،

پس به ياد داشته باشيد که باقي مشکلات و سختي هاي زندگي گذرا و موقتي است.

-جز خدا کيست که در سايه مهرش باشيم

رحمت اوست که پيوسته پناه من و توست

از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نيست

سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است.

-خدايا از آن روزي که ما را آفريدي / به غير از معصيت چيزي نديدي

خداوندا بحق هشت و چارت / ز ما بگذر ، شتر ديدي نديدي . . . (باباطاهر)

يا رب به کرم بر من درويش نگر/ در من منگر در کرم خويش نگر

هر چند نيم لايق بخشايش تو/بر حال من خسته دلريش نگر.

- هر جا که افتادم ز پا ، ناگه تو را کردم صدا/غافل که آندم هم مرا ، نوعي هدايت کرده اي.

-يارب رو سياهم مکني / محتاج گدا و پادشاهم مکني

مو سيه ام سپيد کردي به کرم / با موي سپيد رو سياهم مکني

شب هاي دراز بي عبادت چه کنم / طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گويند کريم است وگنه مي بخشد / گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم.

- الهي ، تو چه بي انتها مي بخشي و ما چه حسابگرانه تسبيح مي گوييم.

-عقل، جاده ي پر پيچ و خمي است که “تا” خدا مي رسد و

عشق، جاده ي مستقيمي که “به” خدا مي رساند.

-اگر پيام خدا را خوب دريافت نکرديد، به “فرستنده ها” دست نزنيد، “گيرنده ها” را تنظيم کنيد.

-هيچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است ، رسم دوست داشتن نمي داند.

- خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق آرزوهاي بزرگ

يابه قدرت بي کرانت دستانم را توانا کن،

يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن.

-خود نگاه مي کنم تا ببينم که خطا کجاست / بعد از کمي تامل و قدري سکوت

پي مي برم آنجا که خالي از خداست ، خطاست

 همه افراد خوشبخت خدا را در دل دارند،

پس تو را چه غم که اينقدر احساس تنهايي مي کني ،

بدان در تنها ترين لحظات و در هر شرايط ، خداوند با توست.

 وقتي از اينکه به چيزي که مي خواستيد نرسيديد ،

محکم باشيد و خوشحال خداوند در فکر چيز بهتري براي شماست .

 - خداوندا: تو ميداني که من دلواپس فرداي خود هستم

/مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را / مبادا گم کنم اهداف زيبا را

دلم بين اميد و نا اميدي ميزند پرسه / مي کند فرياد ، ميشود خسته. مرا تنها نگذار خدا

هر گاه با ديگرانيد خود را خط بزنيد و هر وقت با خداييد ديگران را

آمده ام ای خدا ، جانا تو پناهم بده

عاشق فریاد دل ، ربا تو پیامم بده

سوگند به تو ای حرمت درماندگان

عاشق راهت شدم ، محبا راهم بده  . . .

نمی فهمم

وقتی به نماز می ایستم

من ، تو را می خوانم… ؟!

یا تو ، مرا می خوانی …. ؟!

فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد. . .

الهی

تو را میخوانم که بهترینها هستی

پس به بهترینهایم بهترینها را عطاکن. . .

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست

دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست

روز میـلادت شدم مست می عرفان تو

آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو. . .

همه روزم خدایا سیریست به تو می اندیشم

پی عشق فریبنده و زاینده ، به تومی اندیشم

همچو قویی ، به دل دریاچه عشقت که منم

نشسته بر موج سوارم ، به تو می اندیشم. . .

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده

مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد. . .

  دیدارِ خدا بُوَد مُیَسَر

با دیده ی دل، نه دیده ی سر. . .

الهي ، آن كه سحر ندارد ، از خود خبر ندارد.

بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری

خدایا با تمام کوچکی ام چیزی دارم که تو با آن عظمتت نداری و آن خدایی ست که من دارم و تو نداری

خدایا!

کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست انجا که صفا هست در ان نور خدا هست

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و

آنچه خواهی شد هدیه تو به خداوند است 

پس بی نظیر باش

خداوند کلیدهای گنجینه های خویش را در دستان تو گذاشته است 

چرا که به تو اجاز ه داده است که از او بخواهی

. پس هرگاه بخواهی می توانی درهای نعمتش را با دعا بگشایی

و ریزش باران رحمتش را طلب کنی

آرامش آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست. (خدایا برای همه چیز شکر)

خدایا نگویم دستم بگیر

عمریست گرفته ای

مبادا رها کنی

خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که

معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست

و نه شاد بودن برای داشته ها.

آنچه به پروردگار مدیونیم دوست داشتن دیگران است

خدا تنها تنهایی است که تنها را تنها نمی گذارد.

وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی.

در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است

به کعبه گفتم تو ازخاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم

ندا امد تو باپا امدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم

مهم نیست قفل دست کی باشه مهم اینکه کلیدش دست خداست

تا خدا بنده نواز است

به خلقم چه نیاز

می کشم ناز  یکی

تا به همه نازکنم

نمی توانی حرف زدن خدا با کسی دیگر را بشنوی

مگر آنکه خودت همان شخص باشی

رویه هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالا تره

نه به خاطر این که خداست

چون می خواد دستت رو بگیره

خدا به سوی تو می‌آید

اگر او را دعوت کنی

و آن وقت به تو نشان خواهد داد

که همواره در آنجا بوده است

همیشه فکر می کنیم چون گرفتاریم به خدا نمیرسیم

ولی در حقیقت چون به خدا نمیرسیم گرفتاریم

آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد…

به یاد من باش که من همواره به یادت هستم…

از طرف بهترین دوستت خدا

خودرا ارزان نفروشیم،

درفروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند

قیمت=خدا!

بیا مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو

خدا در مکان های دو از انتظار

به دست افرادی دور از انتظار

در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند

خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا

زمانیکه هراس مرگ میدزد د سکوتت را

یکی همچون نسیم دشت میگوید

کنارت هستم ای تنها…….

بیاییدکمترخطوط قلبمان را اشغال نکنیم. شاید خدا پشت خط باشد

آنکه آسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند

رویاهایت را برآورده می کند

باور کن

سعی کن تنها کسی را که در تنهاییت راه می دهی خدا

باشد. و سعی کن تنهاییت آنقدر بزرگ باشد که خدا درآن جای گیرد

خدای من همان خداییست که بدون هیچ انتظاری همه را دوست دارد!!!

 و وفادارترین معشوق هم اوست

که انسان را پس از همه خطاها و دل دادن به دنیا و اهل دنیا در آغوش عشق میپذیرد

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد

: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.

او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.

 او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده

، چرا که دیروز ما وقت نکردیم از او تشکر کنیم

چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد

، چون امروز اطاعتش نکردیم

هر گاه به بن بست رسیدم مطمئن بودم که پشت دیوار

، خدا منتظر من است

می خواهم بدانم...!"

آنگاه که غرور کسی رو له میکنی...

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی رو ویروون میکنی...!

آنگاه که شمع امید کسی رو خاموش میکنی...

آنگاه که بنده ای رو نادیده می انگاری...

آنگاه که حتی گوشت رو می بندی تا صدای خرد شدن غرورش رو نشنوی...!

آنگاه که خدا رو می بینی اما بنده ی خدا رو نا دیده می گیری...

می خواهم بدانم:

دستانت را به سوی کدامین آسمان بلند کرده ای تا برای "خوشبختی خودت" دعا کنی؟؟؟

میگفت : نداشته ها و تنهایی های کوچک

با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند ؛

نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ

، فقط با خدا...

مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم

و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد

و وقت انسانها برایمان کم...

شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست...

هر وقت دلت خواست ،

مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد

، در قلبت...

و به دستان خالی ات نگاه نکن

، تو فقط خانه ی دلت را برایش نگهدار ،

اسباب پذیرایی با اوست...

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛

چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند.

 به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد

، قلــب تو را انتخاب کرده

و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند ...

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،

اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

خدایا ...

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم...

  یا رب نظر تو بر نگردد، 

       برگشتن روزگار سهل است ...

حاجتی در دل بی تابم  داشتم...

به دل گفتم : لیاقت برآورده شدن خواسته ات را نداری

وگرنه از تو حرکت و از خدا برکت

 و خدا  هم برایت برآورده اش میکرد.

دل گفت : مگر آنچه را که تا بحال  خدا به تو داده است  لیاقتش را داشته ای !

و مگر او تا بحال در بذل نعمت هاش به لیاقت تو نگاه می کرده است ؟!

.... و قسم می خورم که راست می گفت .

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم

تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

اما...

تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات  ماندی؟؟؟

 خدایا ...

با همه ی فاصله‌ای که از تو گرفته‌ایم ...

هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...

هروقت مشکلی لاینحل برام پیش میادکه کسی قادر به حل اون نیست

ناخودآگاه یاد خدا می افتم ...

یک نگاه به اعمال و کارها و رفتارم میندازم ...

جز شرمندگی چیزی نیست ...

خجالت زده و مضطرب و صدایی لرزان صداش میکنم ...

خدایا کمکم کن و به دادم برس ...

قول میدم رفتارم رو اصلاح کنم و گذشته رو جبران کنم ...

خدا ، خوب خداییه ... مشکل و گرفتاریم رو حل میکنه ...

ولی افسوس که من بد بنده ای هستم ...

روز از نو و روزی از نو ...

کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود

و عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم

، بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !

، بعد از چند روز به دوستی

، بعد از چند ماه به همکاری

، بعد از چند سال به همسایه ای ...

 اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است

چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید 

دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است

ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

اگر ذره بین نگاه قوی باشد

در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی اثر انگشت او دیده می شود ...

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

همه اش را به تنهایی (!) رنگ کرده ایم ...

گاهی برخی از برکات خداوند با شکستن تمامی شیشه ها وارد می گردند .

بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو،

 دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".

خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "

نسیـــم ، دانــه از دوش مـورچــه انـداختــــ . . . . .

مورچـه دانـه را دوبـاره بر دوشـش گرفــت و رو به خــدا گفــت:

...... گــاهــی یــادم مـــی رود کــه ، هستی. . . !!!

کـاش بیـشتـــر نسیــ-م بــوزد . . . . .

از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن !

چی داری ؟ هیچ

حالا به همه نداشته هایت خدا رو اضافه کن !

برای گفتن چه کم داری ؟ هیچ

فرشتگان از خداوند پرسیدند:

تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم آفریدی؟

خداوند گفت:غم را به خاطر خودم  آفریدم

چون این مخلوق من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته.

پناه میر برم به خدا

از عیبی که امروز در خود می بینم

و دیروز دیگران را به خاطر همان عیب ملامت کرده ام

-  خداوند از تو نخواهد پرسید  که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از توخواهد پرسید  چند نفر را به مقصد رساندی؟

-خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوقت چقدر بودبلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟

- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی؟

-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگ بود،بلکه از تو خواهد پرسید چگونه انسانی بودی؟

« الم یعلم بانّ الله یری »

« آیا انسان نمی‌داند که خداوند متعال (همه اعمالش را) می‌بیند .» سوره علق -


Share


  سایت مراجع
 کانال تلگرام
  جام معرفت
نماز ظهر عاشورا
  اساسنامه

  لوگوی سایت
برای قرار دادن لوگوی تبلیغاتی سایت آدرس زیر را کپی کرده و در وبلاگ و یا سایتتان قرار دهید www.rahtousheh.com/Files/102488/logo.swf
نشر تراث
کانون نخبگان
ایران هسته ای
  اخبار هیئت

  اوقات شرعی
  حدیث روز

حدیث موضوعی
 پیامک مذهبی

 نور سافت
  آمار سایت
» امروز :
» تعداد بازدید کننده : 389
» تعداد بازدید : 429
» دیروز :
» تعداد بازدید کننده : 1757
» تعداد بازدید : 1842
» کل بازدید ها :
» تعداد بازدید کننده : 2501786
» تعداد بازدید : 3017267
  جستجو